تبلیغات
Law Journal

مبانی‌ فقهی‌ نبش‌ قبر به‌ جهت‌ انتقال‌ جسد

 متن سئوال

نظر به‌ این‌ كه‌ تعداد زیادی‌ از اتباع‌ كشور عراق‌ در اثر ظلم‌ و ستم‌ رژیم‌ بعث‌ عراق‌ و از جمله‌ درجنگ‌ خلیج‌ فارس‌ به‌ كشور ایران‌ آمدند و در این‌ مدت‌ تعدادی‌ از این‌ افراد به‌ صورت‌ طبیعی‌ فوت نمودند و در ایران‌ به‌ صورت‌ امانت‌ به‌ خاك‌ سپرده‌ شدند لیكن‌ در حال‌ حاضر كه‌ رژیم‌ حاكم‌ بر عراق سرنگون‌ شد ورثه‌ آنها با درخواست‌ كتبی‌ به‌ دادگستری‌ خرمشهر خواهان‌ نبش‌ قبر و بردن‌ اجساد پدریا مادر و بستگان‌ خود به‌ كشورشان‌ می باشند لذا خواهشمند است‌ در این‌ خصوص‌ ارشاد فرمایید كه آیا دادگستری‌ می تواند دستور نبش‌ قبر مردگان‌ را صادر نماید یا خیر؟

متن پاسخ

در مورد سؤال ، پرسش های‌ متعددی‌ مطرح‌ است‌ كه‌ برای‌ دستیابی‌ به‌ پاسخ‌ صحیح‌ باید به‌ برخی‌ از آنهاپاسخ‌ داد: آیا نبش‌ قبر حرام‌ است ؟ ادله‌ مورد استناد در حرمت‌ آن‌ چیست ؟ آیا مواردی‌ كه‌ فقها به‌ عنوان‌ استثناءبر نبش‌ قبر مطرح‌ كرده اند، تخصیص‌ است‌ یا تخصص ؟ به‌ عبارت‌ دیگر آیا اصل‌ حرمت‌ نبش‌ قبر است‌ مگر درمواردی‌ كه‌ با دلیل‌ خارج‌ می شود یا این‌ كه‌ حرمت‌ اختصاص‌ به‌ مواردی‌ دارد كه‌ در آن‌ غرض‌ صحیح‌ شرعی وجود ندارد؟ آیا وصیت‌ و نیز نبش‌ قبر به‌ قصد انتقال‌ به‌ مشاهد مشرفه‌ در حكم‌ مسأله‌ تأثیر دارد؟ در صورتی‌ كه نبش‌ قبر از روی‌ معصیت‌ واقع‌ شده‌ باشد آیا انتقال‌ آن‌ به‌ جای‌ دیگر جایز است‌ یا باید در همان‌ محل‌ دفن‌ گردد؟هرگاه‌ میت‌ همراه‌ با تابوت‌ دفن‌ شده‌ باشد و بعد از خارج‌ كردن‌ تابوت ، بدن‌ نمایان‌ نشده‌ باشد و یا اصل‌ قبرهمراه‌ با میت‌ و خاك‌ آن‌ بیرون‌ آورده‌ شود، در این‌ صور آیا نبش‌ قبر صدق‌ می كند؟حرام‌ بودن‌ نبش‌ قبر فی الجمله‌ مسلم‌ است‌ اما موارد و محدوده‌ حرمت‌ آن‌ بستگی‌ به‌ ادله ای‌ دارد كه‌ در این حكم‌ مورد استناد قرار می گیرد.در بیان‌ حرام‌ بودن‌ آن‌ به‌ ادله‌ متعددی‌ استناد می شود كه‌ بررسی‌ آنها لازم‌ می باشد.

1. اجماع

اجماع‌ یكی‌ از دلایل‌ حرمت‌ نبش‌ است‌ كه‌ بیشتر فقها آن‌ را مطرح‌ كرده اند. محقق‌ حلی‌ اولین‌ فقیهی‌ است كه‌ اجماع‌ را مطرح‌ كرده‌ است‌ ایشان‌ می نویسد: نبش‌ قبر حرام‌ است‌ زیرا در اثر آن‌ میت‌ مثله‌ و هتك‌ حرمت‌ می شود و همه‌ مسلمانان‌ بر حرام‌ بودن‌ اجماع دارند. و پس‌ از ایشان ، فقیهان‌ دیگر همچون‌ شهید اول ، محقق‌ كركی ، شهید ثانی ، محقق‌ اردبیلی .محقق سبزواری .فاضل‌ هندی ، بحرانی  و طباطبایی ، اجماع‌ را مستند حرمت‌ نبش‌ قبر دانسته اند. و محقق نراقی  علاوه‌ بر اجماع‌ منقول ، ادعای‌ اجماع‌ محقق‌ نموده‌ است‌ و محقق‌ همدانی‌ حرمت‌ آنرا در نزد متشرعه از زمان های‌ قدیم‌ و جدید معروف‌ می داند.

در این‌ دلیل‌ چند اشكال‌ وجود دارد:

اولا: محقق‌ حلی‌ اجماع‌ مسلمین‌ را دلیل‌ بر حرمت‌ نبش‌ قبر می داند اگر اجماع‌ مورد استناد ایشان‌ اجماع منقول‌ باشد این‌ اشكال‌ وارد است‌ كه‌ فقهای‌ قبل‌ از ایشان‌ اجماع‌ را بر حرام‌ بودن‌ نبش‌ قبر مطرح‌ نكرده اند. البته بدیهی‌ است‌ كه‌ در لسان‌ روایات‌ و فتاوی‌ فقها از ابتدا تا عصر حاضر، نبش‌ قبر به‌ منظور سرقت‌ كفن ، جرم می باشد. اما نبش‌ قبر به‌ منظور سرقت‌ كفن‌ با موضوع‌ مورد بحث ، (نبش‌ قبر به‌ منظور انتقال‌ میت‌ به‌ مشاهدمشرفه‌ و اماكن‌ متبركه )، تفاوت‌ دارد.

ثانیا: اجماع‌ ذكر شده‌ اجماع‌ مدركی‌ است  زیرا این‌ احتمال‌ وجود دارد كه‌ مجمعین‌ به‌ روایات‌ مربوط به جرم‌ نباش‌ (كفن‌ دزد) یا روایات  دیگری‌ كه‌ به‌ آنها اشاره‌ می شود، توجه‌ داشته اند; از این‌ رو، با وجود احتمال مذكور، این‌ اجماع‌ نمی تواند به‌ عنوان‌ یك‌ دلیل‌ مستقل‌ مطرح‌ باشد. ثالثا: اگر اجماع‌ را هم‌ بپذیریم‌ نمی توان‌ به اطلاق‌ آن‌ تمسك‌ كرد زیرا مراد مجمعین‌ از معقد اجماع‌ معلوم‌ نیست ; آیا مراد آنان‌ این‌ است‌ كه‌ اصل‌ حرمت نبش‌ قبر است‌ مگر در مواردی‌ كه‌ در خصوص‌ آنها دلیل‌ خاص‌ بر جواز داشته‌ باشیم‌ یا این‌ كه‌ مرادشان‌ این‌ است كه‌ نبش‌ قبر در موردی‌ حرام‌ است‌ كه‌ غرض‌ صحیح‌ در آن‌ وجود نداشته‌ باشد. علاوه‌ بر این‌ برخی‌ از فقها نبش‌ قبر را به‌ طور مطلق‌ حرام‌ نمی دانند و حتی‌ برخی‌ از فقهای‌ قبل‌ از عصرمحقق‌ حلی‌ قائل‌ به‌ جواز نبش‌ قبر بوده اند برای‌ مثال‌ شیخ‌ طوسی ، ابن‌ براج  و ابن‌ جنید قائل‌ به‌ جواز نبش قبر جهت‌ انتقال‌ به‌ مشاهد مشرفه‌ بوده اند و ابن‌ حمزه  به‌ مكروه‌ بودن‌ آن‌ فتوا داده‌ است . وجود این‌ اختلاف‌ نظر، مانع‌ از تحقق‌ اجماع‌ در موارد جواز است‌ و بر همین‌ اساس‌ است‌ كه‌ بعضی‌ ازفقها، اجماعی‌ بودن‌ حرمت‌ نبش‌ قبر را «فی‌ الجمله » پذیرفته اند نه‌ در همه‌ موارد.

2. دلیل‌ دیگری‌ كه‌ برای‌ حرام‌ بودن‌ نبش‌ قبر مطرح‌ شده‌ است‌ روایاتی‌ است‌ كه‌ در آنها برای‌ نباش ،مجازات‌ شدیدی‌ مثل‌ قطع‌ دست‌ پیش بینی‌ شده‌ است . این‌ روایات‌ كه‌ بر حرمت‌ نبش‌ قبر دلالت‌ می كند با موضوع‌ مورد بحث‌ تفاوت‌ دارد. زیرا دلالت‌ این‌ قبیل‌ ازاحادیث‌ بر مجازات‌ نباش ، ظهور در این‌ دارد كه‌ مجازات‌ به‌ جهت‌ سرقت‌ می باشد; بنابراین ، دلالت‌ آنها برحرمت‌ نبش‌ قبر در همه‌ موارد، قابل‌ قبول‌ نیست .

3. دلیل‌ دیگری‌ كه‌ برخی‌ از فقها به‌ آن‌ استدلال‌ كرده اند روایت‌ اصبغ‌ بن‌ نباته‌ است . احمد بن‌ محمد بن عیسی‌ عن‌ محمد بن‌ سنان‌ عن‌ ابی‌ الجارود عن‌ الاصبغ‌ بن‌ نباته‌ قال ، قال‌ امیرالمومنین‌ (ع ):

«من‌ جدد قبرا او مثل‌ مثالا فقد خرج‌ من‌ الاسلام .» اما این‌ روایت‌ با قطع‌ نظر از سند آن‌ از نظر دلالت‌ اشكال‌ دارد زیرا متن‌ آن‌ مجمل‌ است . شیخ‌ صدوق‌ دراین‌ زمینه‌ می نویسد: روایت‌ به‌ صورت های‌ مختلف‌ نقل‌ شده‌ است . 1. محمد بن‌ حسن‌ صفار آن‌ را با واژه‌ «جدد» نقل‌ كرده است‌ كه‌ در این‌ صورت‌ به‌ معنای‌ تجدید قبر می باشد. 2. سعد بن‌ عبدالله‌ آن‌ را به‌ صورت‌ «حدد» نقل‌ كرده‌ كه‌ به معنای‌ «سنم » (بالا بردن‌ قبر) می باشد. 3. برقی‌ در المحاسن‌ روایت‌ را به‌ صورت‌ «جدث » نقل‌ كرده‌ است . دراین‌ صورت‌ احتمال‌ دارد معنای‌ حدیث‌ این‌ باشد كه‌ یك‌ قبر دوباره‌ قبر شخص‌ دیگری‌ قرار داده‌ شود.

شیخ‌ طوسی‌ به‌ نقل‌ از شیخ‌ مفید می نویسد: روایت‌ به‌ صورت‌ «خدد» و از آیه‌ مباركه‌ «قتل‌ اصحاب‌ الاخدود» اخذ شده‌ است‌ و خدد به‌ معنای شكافتن‌ می باشد.

برخی‌ از فقها معتقدند كه‌ مراد از جدد، نبش‌ قبر است. اما جدد به‌ معنای‌ تجدید قبر بعد از كهنه‌ و ناپدیدشدن‌ آن‌ است‌ كه‌ مستلزم‌ نبش‌ قبر نیست . اما اگر روایت‌ به‌ صورت‌ خدد باشد استدلال‌ به‌ آن‌ درست‌ است . ولی‌ روایت‌ به‌ صورت‌ «خدد» در جوامع روایی‌ نقل‌ نشده‌ است . و خود شیخ‌ طوسی‌ كه‌ روایت‌ با واژه‌ «خدد» را به‌ شیخ‌ مفید نسبت‌ داده‌ در عین‌ حال روایت‌ را با سلسله‌ اسناد خویش‌ با كلمه‌ «جدد» نقل‌ كرده‌ است . بنابراین ، با وجود اجمال‌ در لفظ روایت‌ و معلوم‌ نبودن‌ وجه‌ صحیح‌ آن ، استدلال‌ به‌ آن‌ ممكن‌ نیست .علاوه‌ بر این‌ در حدیث‌ مذكور، گناه‌ مترتب‌ بر تجدید قبر یا تمثیل‌ متناسب‌ با این‌ اعمال‌ نیست  و لذا فقها دربحث‌ مربوط به‌ تجدید قبر به‌ توجیه‌ این‌ روایت‌ پرداخته اند. برای‌ مثال‌ برخی‌ معتقدند كه‌ ترتب‌ خروج‌ از اسلام بر تجدید قبر یا برای‌ مبالغه‌ در انزجار از این‌ عمل‌ است  و یا این‌ كه‌ خروج‌ از اسلام‌ در صورتی‌ است‌ كه‌ عمل مذكور را به‌ قصد حلال‌ شمردن‌ محرمات‌ الهی‌ انجام‌ دهد. اما حق‌ این‌ است‌ كه‌ در این‌ روایت ، به‌ خاطر نهی‌ از پرستش‌ چیزی‌ در مقابل‌ خدای‌ سبحان ، اعمال‌ مذكوربا این‌ عكس‌ العمل‌ شدید مواجه‌ می باشد.

4. روایت‌ دیگری‌ كه‌ برخی‌ از فقها برای‌ حرمت‌ نبش‌ قبر مورد استناد قرار داده اند روایت‌ حمران‌ در بیان علائم‌ آخر الزمان‌ می باشد «و رأیت‌ المیت‌ ینبش‌ من‌ قبره‌ و یؤذی‌ و تباع‌ اكفانه .»علامه‌ مجلسی‌ درباره‌ این‌ حدیث‌ می نویسد: «چه‌ بسا بیع‌ كفن‌ بیان‌ برای‌ ایذاء باشد یعنی‌ به‌ منظور كفن‌ ازقبر بیرون‌ آورده‌ می شود و این‌ احتمال‌ نیز وجود دارد كه‌ مراد این‌ باشد كه‌ اخراج‌ از قبر و زدن‌ و سوزاندن‌ وی‌ به جهت‌ وجود دین‌ در عهده‌ میت‌ باشد. با توجه‌ به‌ اشكالهای‌ موجود در ادله‌ و استدلالهای‌ ذكر شده ، نمی توان‌ مطلق‌ نبش‌ قبر را حرام‌ دانست‌ و لذانمی توان‌ گفت‌ كه‌ مطلق‌ نبش‌ قبر حرام‌ است‌ مگر در موردی‌ كه‌ دلیل‌ خاص‌ بر جواز آن‌ داشته‌ باشیم .

5. دلیل‌ دیگری‌ كه‌ اكثر فقها به‌ آن‌ توجه‌ داشته اند حرمت‌ نبش‌ قبر به‌ لحاظ هتك‌ حرمت‌ و اهانت‌ بر میت است .

اوامری‌ كه‌ بر وجوب‌ دفن‌ میت‌ دلالت‌ دارند مبتنی‌ بر مصالحی‌ است‌ كه‌ برخی‌ از آنها به‌ میت‌ و برخی‌ دیگربه‌ بستگان‌ میت‌ مربوط می شود.

فضل‌ بن‌ شاذان‌ از امام‌ رضا (ع ) نقل‌ می كند كه‌ فرمود: « ...فان‌ قال : فلم‌ امر بدفنه ؟ قیل‌ لئلا یظهر الناس‌ علی‌ فساد جسده‌ و قبح‌ منظره‌ و تغیر ریحه‌ و لایتأذی‌ به الاحیاء بریحه‌ و بما یدخل‌ علیه‌ من‌ الافه‌ و الفساد و لیكون‌ مستورا عن‌ الاولیاء و الاعداء فلایشمت‌ عدوه‌ ولایحزن‌ صدیقه .» و از سوی‌ دیگر، بر اساس‌ روایات‌ متعددی ، حرمت‌ میت‌ مؤمن‌ همچون‌ حرمت‌ زنده‌ او می باشد. قال‌ رسول الله‌ (ص ): «حرمه‌ المسلم‌ میتا كحرمته‌ حیا سویا.» بنابراین‌ هرگاه‌ در اثر نبش‌ قبر اهانت‌ بر میت‌ یا هتك‌ حرمت‌ وی‌ واقع‌ شود در این‌ صورت‌ نبش‌ قبر حرام خواهد بود; زیرا احترام‌ میت‌ همچون‌ شخص‌ زنده‌ واجب‌ است‌ و عدول‌ از آن‌ حرام‌ می باشد. بیشتر فقیهانی‌ كه‌ مدعی‌ اجماع‌ بر حرمت‌ نبش‌ قبر هستند علت‌ آن‌ را هتك‌ حرمت‌ میت‌ در اثر نبش‌ قبر ومنجر شدن‌ آن‌ به‌ مثله‌ میت ، می دانند.بنابراین ، مدار حرمت‌ نبش‌ قبر، هتك‌ حرمت‌ و اهانت‌ بر میت‌ است‌ و هرگاه‌ هتك‌ حرمت‌ نسبت‌ به‌ وی صدق‌ نكند نبش‌ قبر حرام‌ نخواهد بود و لذا مواردی‌ كه‌ فقها به‌ عنوان‌ استثناء ذكر كرده اند در بیشتر آنها، خروج تخصصی‌ است‌ نه‌ تخصیص. زیرا موارد استثناء شده‌ كه‌ در «العروه‌ الوثقی » آمده‌ است‌ و به‌ دوازده‌ موردمی رسد، به‌ طور كلی‌ به‌ چند دسته‌ تقسیم‌ می شود:

دسته‌ اول : مواردی‌ كه‌ در آنها، به‌ لحاظ ملاحظه‌ حق‌ دیگری‌ نبش‌ قبر بدون‌ اشكال‌ است‌ مثل‌ دفن‌ میت‌ درمكان‌ غصبی‌ و ملك‌ متعلق‌ به‌ دیگری‌ و بدون‌ اذن‌ وی . در این‌ قبیل‌ موارد، دفن‌ به‌ صورت‌ شرعی‌ تحقق‌ نیافته است ; بنابراین ، نبش‌ قبر، متصف‌ به‌ حرمت‌ نمی شود.

دسته‌ دوم : در برخی‌ از موارد، نبش‌ قبر موضوعا منتفی‌ است . برای‌ مثال‌ در جایی‌ كه‌ میت‌ را در تابوت‌ قرارداده‌ و همراه‌ با آن‌ دفن‌ شود كه‌ در این‌ صورت‌ بیرون‌ آوردن‌ تابوت‌ مصداق‌ نبش‌ قبر نیست  یا در جایی‌ كه‌ بدن میت‌ به‌ طور كلی‌ تبدیل‌ به‌ خاك‌ شده‌ باشد كه‌ در این‌ صورت‌ نیز نبش‌ قبر موضوعا منتفی‌ است .

دسته‌ سوم : در برخی‌ از موارد نیز، به‌ جهت‌ ملاحظه‌ حق‌ خود میت‌ نبش‌ قبر جایز می شود مثل‌ دفن‌ بدون غسل‌ واقع‌ شده‌ باشد یا این‌ كه‌ به‌ جهت‌ انتقال‌ به‌ مشاهد مشرفه‌ نبش‌ قبر صورت‌ بگیرد.

همانگونه‌ كه‌ ملاحظه‌ می شود در این‌ قبیل‌ موارد هتك‌ حرمت‌ نسبت‌ به‌ میت‌ صورت‌ نگرفته‌ و لذا نبش‌ قبرحرام‌ نیست‌ ولذا این‌ موارد تخصصا خارج‌ از مورد حرمت‌ نبش‌ قبر هستند.

پس‌ از بررسی‌ ادله‌ مربوط به‌ حرمت‌ نبش‌ قبر، این‌ پرسش‌ مطرح‌ می شود كه‌ آیا نبش‌ قبر جهت‌ انتقال‌ میت به‌ مشاهد مشرفه‌ و غیر آن‌ جایز است‌ یا نه ؟ در مورد جواز یا عدم‌ جواز انتقال‌ میت‌ پس‌ از نبش‌ دو مسأله‌ باید به‌ طور مستقل‌ مورد توجه‌ قرار بگیرد:

الف . انتقال‌ میت‌ پس‌ از نبش ، با قطع‌ نظر از حرمت‌ نبش‌ قبر.

گاهی‌ ممكن‌ است‌ نبش‌ قبر در اثر عوامل‌ طبیعی‌ مثل‌ سیل ، زلزله‌ و یا در اثر عصیان‌ و عدم‌ رعایت‌ حرمت نبش‌ قبر، صورت‌ بگیرد. در این‌ صورت‌ آیا انتقال‌ جسدی‌ كه‌ در اثر عوامل‌ مذكور ظاهر گشته ، جایز است‌ یا این كه‌ لازم‌ است‌ در همان‌ محل‌ دفن‌ شود؟چنانچه‌ انتقال‌ موجب‌ هتك‌ حرمت‌ و اهانت‌ نسبت‌ به‌ وی‌ باشد در این‌ صورت‌ انتقال‌ حرام‌ است . اما اگرموجب‌ هتك‌ و اهانت‌ نباشد حكم‌ آن‌ همان‌ حكم‌ نقل‌ جسد قبل‌ از دفن‌ می باشد.

ب . فرض‌ دیگر این‌ است‌ كه‌ میت‌ در حال‌ حاضر مدفون‌ است‌ در این‌ صورت‌ آیا نبش‌ قبر جهت‌ انتقال حرام‌ است ؟ به‌ عبارت‌ دیگر انتقال‌ در صورتی‌ كه‌ مترتب‌ بر فعل‌ حرام‌ یعنی‌ نبش‌ قبر باشد آیا جایز است ؟

در مورد این‌ مسأله‌ اختلاف‌ نظر وجود دارد. از كلمات‌ برخی‌ از فقها استفاده‌ می شود كه‌ آنان‌ هرگونه‌ نبش قبر جهت‌ انتقال‌ جسد را حرام‌ می دانند خواه‌ برای‌ انتقال‌ به‌ مشاهد مشرفه‌ باشد یا غیر آن .البته‌ در نظر شیخ‌ طوسی‌ در «المبسوط» نبش‌ قبر به‌ طور مطلق‌ حرام‌ نیست‌ بلكه‌ عدم‌ نبش‌ افضل‌ از نبش قبر جهت‌ انتقال‌ به‌ مشاهد مشرفه‌ می باشد.علاوه‌ بر این ، قول‌ مشهور این‌ است‌ كه‌ نبش‌ قبر به‌ طور مطلق‌ حتی‌ جهت‌ انتقال‌ به‌ مشاهد مشرفه‌ حرام است .آنچه‌ كه‌ مهم‌ است‌ بررسی‌ مستند قائلین‌ به‌ حرمت‌ نبش‌ قبر به‌ طور مطلق ، می باشد و تنها مستند آنان‌ وجوداجماع‌ بر حرمت‌ نبش‌ قبر است .

اما استناد حرمت‌ به‌ اجماع‌ از چند جهت‌ با اشكال‌ مواجه‌ است :

اولا: پیش‌ از این‌ گذشت‌ كه‌ اجماع‌ ادعا شده‌ در این‌ مورد به‌ عنوان‌ یك‌ دلیل‌ معتبر و مستقل‌ محسوب نمی شود.

ثانیا: چنانچه‌ حجیت‌ اجماع‌ را بپذیریم‌ مدعای‌ قائلین‌ به‌ حرمت‌ مطلق‌ نبش‌ قبر را ثابت‌ نمی كند; زیراتعداد كثیری‌ از فقها انتقال‌ جسد دفن‌ شده‌ به‌ مشاهد مشرفه‌ را جایز می دانند و لذا برخی‌ از فقها، نبش‌ قبرجهت‌ انتقال‌ به‌ مشاهد مشرفه‌ را از جمله‌ موارد استثناء شده‌ از حرمت‌ نبش‌ قبر می دانند.

در مباحث‌ مربوط به‌ ادله‌ حرمت‌ نبش‌ قبر ملاحظه‌ گردید كه‌ دلیل‌ معتبر بر حرام‌ بودن‌ نبش‌ قبر هتك‌ و اهانت‌ به میت‌ است‌ و چون‌ هتك‌ حرمت‌ و اهانت‌ یك‌ امر عرفی‌ است ، ملاك‌ صدق‌ اهانت‌ و هتك‌ حرمت‌ بر نبش‌ قبرنظر عرف‌ می باشد.روشن‌ است‌ كه‌ نبش‌ قبر جهت‌ انتقال‌ به‌ مشاهد مشرفه‌ از نظر عرف ، نه‌ تنها هتك‌ و توهین‌ محسوب نمی شود بلكه‌ نوعی‌ احترام‌ و ارزش‌ گذاشتن‌ به‌ میت‌ و رعایت‌ مصلحت‌ وی‌ می باشد.نكته ای‌ كه‌ باید به‌ آن‌ توجه‌ كرد این‌ است‌ كه‌ نبش‌ قبر و انتقال ، نباید مستلزم‌ تقطیع‌ اعضای‌ بدن‌ و یا انتشاررایحه‌ آن‌ موجب‌ اذیت‌ دیگران‌ گردد; زیرا وقوع‌ این‌ امور با احترام‌ مؤمن‌ منافات‌ داشته‌ و موجب‌ هتك‌ و اهانت وی‌ می باشد.ممكن‌ است‌ گفته‌ شود كه‌ پس‌ از دفن ، مصلحت‌ انتقال‌ به‌ مشاهد مشرفه‌ از قبیل‌ سؤال‌ ملكین‌ و عذاب ،منتفی‌ است‌ اما باید به‌ این‌ نكته‌ توجه‌ كرد كه‌ مصالح‌ منحصر در این‌ امور نیست‌ و شفاعت‌ ائمه‌ (ع ) در روزقیامت‌ از مسایل‌ مهم‌ می باشد.علاوه‌ بر این ، در نظر برخی‌ از فقها روایاتی‌ وجود دارد كه‌ بر جواز این‌ عمل‌ دلالت‌ دارد. شیخ‌ طوسی‌ دراین‌ زمینه‌ می نویسد:هر گاه‌ شخصی‌ در زمین‌ مباح‌ دفن‌ شده‌ باشد انتقال‌ آن‌ جایز نیست‌ البته‌ روایتی‌ وجود دارد كه‌ انتقال‌ به مشاهد مشرفه‌ را جایز دانسته‌ است‌ هرچند عدم‌ انتقال‌ افضل‌ است.همچنین ، انجام‌ چنین‌ اعمالی‌ در مورد برخی‌ از فقها، كه‌ قهرا تحت‌ اشراف‌ فقهای‌ آن‌ اعصار انجام‌ گرفته ،مؤید جواز این‌ عمل‌ است . برای‌ مثال ، شیخ‌ مفید و سید مرتضی‌ در خانه‌ خویش‌ دفن‌ و سپس‌ به‌ كاظمین‌ وجوار امام‌ حسین‌ (ع ) منتقل‌ شدند. شیخ‌ بهایی‌ در اصفهان‌ دفن‌ گردید و سپس‌ به‌ مشهد انتقال‌ یافت .اكنون‌ كه‌ جواز انتقال‌ به‌ مشاهد مشرفه‌ روشن‌ شد این‌ پرسش‌ مطرح‌ می شود كه‌ آیا جواز نبش‌ قبراختصاص‌ به‌ انتقال‌ آن‌ به‌ مشاهد مشرفه‌ دارد یا این‌ كه‌ نقل‌ به‌ غیر آنها نیز جایز است ؟

پاسخ‌ به‌ این‌ سؤال‌ نیز، به‌ ادله‌ مورد استناد در حرمت‌ نبش‌ قبر، بستگی‌ دارد. چنانچه‌ مستند حرمت ،اجماع‌ باشد ـ كه‌ در این‌ صورت‌ اصل‌ بر حرام‌ بودن‌ است‌  مگر در مواردی‌ كه‌ با دلیل‌ خاص‌ خارج‌ شود ـبنابراین ، با عنایت‌ به‌ این‌ كه‌ دلیل‌ خاص‌ در این‌ فرض‌ وجود ندارد، نبش‌ قبر جهت‌ انتقال‌ حرام‌ می باشد.اما چنانچه‌ اهانت‌ و هتك‌ دلیل‌ حرمت‌ باشد باتوجه‌ به‌ این‌ كه‌ هتك‌ و اهانت‌ امر عرفی‌ است ، از این روهرگاه‌ نبش‌ قبر مستلزم‌ هتك‌ حرمت‌ و اهانت‌ بر میت‌ تلقی‌ نشود و مقتضای‌ مصلحت‌ وی‌ و مكان‌ مناسب‌ برای او باشد انتقال‌ جایز و در غیر این‌ صورت‌ حرام‌ خواهد بود.




برچسب ها : مبانی‌ فقهی‌ , نبش‌ قبر , انتقال‌ جسد , جسد , فقه ,
آرشیو موضوعی : مطالب فقهی , نظریه مشورتی ,
» ماهیت حقوقی ایفای غیر موضوع تعهد ( 1395/04/5 )
» قرارداد عدم تجارت ( 1395/03/28 )
» اركان عقد مضاربه در حقوق اسلام و حقوق مدنی ایران (قسمت اول) ( 1395/03/27 )
» اركان عقد مضاربه در حقوق اسلام و حقوق مدنی ایران (قسمت دوم) ( 1395/03/27 )
» انواع ابلاغ اوراق قضایی و شیوه های اجرای آن (قسمت اول) ( 1395/03/11 )
» انواع ابلاغ اوراق قضایی و شیوه های اجرای آن (قسمت دوم) ( 1395/03/11 )
» نمونه قضیه نگاری دادنامه ( 1395/03/11 )
» قرار تامین کیفری و تاسیس جدید قرار نظارت ( 1395/03/11 )
» نظریه های مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضائیه ( 1395/03/2 )
» رأی وحدت رویه شماره ۷۴۷ ( 1395/03/2 )
» عقود اذنیه ( 1395/03/2 )
» شرایط وقف به وسیله شخص حقوقی (قسمت اول) ( 1395/03/1 )
» شرایط وقف به وسیله شخص حقوقی (قسمت دوم) ( 1395/03/1 )
» دانلود متن کامل لایحه جدید شوراهای حل اختلاف ( 1394/11/17 )
» مجازات مرتكب در تكرار جرم ازمنظر قانون مجازات اسلامی ( 1394/06/31 )
» حقوق شهروندی و تفتیش و بازرسی خودرو ها بدون كسب اجازه مخصوص از مقام قضایی ( 1394/06/7 )
» تعریف وخصوصیات شرکت مدنی درقانون یکنواخت آمریکا (قسمت اول) ( 1394/05/21 )
» تعریف وخصوصیات شرکت مدنی درقانون یکنواخت آمریکا (قسمت دوم) ( 1394/05/21 )
» مبانی و معیار های کشف قصد مرتکب در قتل عمد (قسمت اول) ( 1394/05/13 )
» مبانی و معیار های کشف قصد مرتکب در قتل عمد (قسمت دوم) ( 1394/05/13 )
درباره ما

مدیر اجرایی: امین بهزادیان
سردبیر: مجتبی بهزادیان
وکیل دادگستری و مشاور حقوقی
مشاور سردبیر: مهشید عابدی
وکیل دادگستری و مشاور حقوقی

آمار سایت

کل بازدید ها :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد کل مطالب :
بروز شده در :

نظرتان درباره وبلاگ ما چیست؟




موسسه محک موسسه محک